تا چهل سالگي كه مغزم خوب كار ميكردبه رياضيات و پژوهش پرداختم از چهل تا شصت سالگي كه ذهنم ضعيف شدهبود به فلسفه روي آوردم و دراواخر كه بهكلي كلهام كار نميكرد به سياست!
(برتراند راسل)
دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شدپس از دوماه، نامه اي ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون:
" لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست."
باعشق : روبرت
دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون :
"روبرت عزيز،مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان."
لورا

نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من
سکوت تنهایی درس کتابخونه امتحان...


